من اینجا بس دلم تنگ است ...
و هر سازی که می بینم،
بد اهنگ است...
بیا ره توشه برداریم
و قدم در راه بی بازگشت
بگذاریم
و ببینیم اسمان هر کجا ،
ایا همین رنگ است ؟


ا






من زیر پنجره ی اتاق نشسته بودم چند نفری ،  زن و بچه در حال رد شدن از کوچه بودن . همهمه ای از  دعوا و جر و بحث بین بچه ها پیچیده بود .کلمات واضح به گوش من نمی‌رسید فقط آخرین جمله ی مادری رو شنیدم که به پسر بچه اش گفت : " مگه بهت نمیگم وقتی داری صحبت میکنی ادب رو رعایت کن سگ پدر " !!

سگ پدر رو هم خیلی مشدد همراه با چک و لگد گفت و اینطور که صدا میومد همراهای دیگه پسر بچه رو از زیر دست و  پای مادر درآوردن....

 

** ممنونم از عابر :)



نـوشــته شده در: شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱ | 0:58 | به قلم: سمیه |